ریشه واژه آروات Arvat - Arvad
یازار : | بؤلوم : ریشه واژه ها -sözcük kökəni

ریشه واژه آروات Arvat - Arvad
ریشه واژه آروات Arvat که برخی به غلط آن را ریشه گرفته از واژه عربی عورت یعنی شرمگاه و جاهایی که باید پوشیده شود میدانند
در کتاب دیل دنیز نوشته اسماعیل هادی چنین آمده است
در منابع قدیم این واژه چندان به چشم نمیخورد
در ترکی قدیم " آوورتا" به معنی دایه ، مادر رضاعی( دیوان) آمده است
از سوی دیگر "اوراقوت" به معنی زن( دیوان) آمده است
کلاوزن
قوت را یک پسوند مشکوک میداند( در اینجا و در کلمات مشکوک دیگری مثل
آلپاقوت) و میگوید " اوراقوت" = زن در دوره معنی ظاهر شده ولی در ان دوره
بسیار رایج بوده ، بعدا جای خود را به ائوچی( خانه دار) و ترکیب اوزون
تونلوق ( اوزون دونلو) دامن دراز ، به اعتبار ان که زنها لباس دراز به تن
میکرده اند، داد
سپس ائش لر ( همسران) جایگزین آن شده اند،
در جغتایی اوراقچی به معنی زن(سن) آمده است ، شاید با اوراقوت ارتباط داشته باشد
سپس
خاتون و کلمه عربی عورت پیدا شد! ولیکن در برخی منابع قدیمی به جای عین
"عاورات" به صورت" آورات" ذکر شده است که محرف همان اوراقوت است
چنان که "اوراقوت" را "اوراووت" نیز نوشته اند ( کلاو)
پس صحیح است که آروات را محرف از اوراقوت بدانیم و شباهت ان با عورت ظاهری است و این دو کلمه کاربرد بسیار متفاوتی دارند
چنان چه هنوز هم در روستاهای قره داغ کلمه اروود به کار میرود.
به هر حال
اوراقوت- اوراووت- اوروات- آرواد – آرواد گردیده است
در اتیمولوژی بعید نیست که اوراقوت از فعل اورماق باشد
فعل مزبور که تبدیل به وورماق ( نگاه ) شده است ) امروزه دو معنی دارد
1- فرو نهادن چیزی
2- زدن، نواختن ، ضربه زدن ( کلاو)
که در واقع فرونهادن ضربه است، که به صورت فرعی و مجازی است که کلمه امروزی به معنی وورماق یعنی ضربه زدن به معنی فرو نهادن ضربه است
پس کلمه اوراقوت هم به معنی فرو گذاردن( در اینجا وضع حمل، زایندگی، زایا و ...) است
همانطور
که از همان بن در مفهوم " اوری" ( تر،قد ) به معنی فرزند ذکور، پسر( کلاو)
آمده است ، علی القاعده " اوریق" ، " اوری" شده است و از همان است "
اوروق"(نگا) به معنی نسل و تبار ، بعید نیست این فعل با فعل امروزی اوره مک
به معنی تکثیر یافتن ، زیادشدن، ولد کردن( نگاه) ارتباط داشته باشد و هردو
یک کلمه با دو تلفظ باشند
منابع: ( دیوان) دیوان لغات ترک کاشغری
(کلاو) فرهنگ اتیمولوژیک ترکی ماقبل قرن سیزدهم نوشته جرارد کلاوزن چاپ آکسفورد
An etymological dictionary of prethirteenth century Of Turkishoxford -1972
(سن) سنگلاخ ، نوشته میرزا مهدی خان استرآبادی
(تر،قد) = ترکی قدیم، کلماتی که دیگر زیاد رایج نیستند .
(نگا) نگاه کنید به .
کتاب ایرک بیتیگ (Irk Bitig)
یازار : | بؤلوم : کتب و کتیبه ها bitiklər ilə əbidələr

ایرک بیتیگ
کتاب ایرک بیتیگ (Irk Bitig) - (در ترکی ایرک= فال، بیتیگ= کتاب)، کتابی است که با خط_اورخون نوشته شده است، تاریخ دقیق و قدمت این کتاب مشخص نیست اما مربوط به سالهای قبل از ۹۰۰ میلادی میباشد. این کتاب یا کتابچه در غارهای بین بودا(bin buda)، در شهر تونگ هونگ (Hung Tung)، ترکستان_شرقی مابین دست نوشتههایی یافت شده است.[۱]
دو صفحه اول کتاب ایرک بیتیگ.
منابع
Irk Bitig / Eski Uygurca Fal Kitabı- p.1 -ön söz
توروککیها Turukki
یازار : | بؤلوم : تاریخ باستان bayrı ötək

اولین واژه تورک کجا آمده است ؟ و به چه معنی است؟
این واژه برای اولین بار در کتیبههای اکاد و آشور اومده Turukkaeans (Turukkum، Turukku) مردم باستان خاور نزدیک در مناطق شمال غربی ایران در عصر برنز بودند. به طور خاص، آنها در حوضه آبریز اورمیه و درههای کوههای شمال غربی زاگرس ساکن بودهاند.[۱][۲][۳][۴][۵][۶][۷][۸]
هزاران سال قبل از میلاد مسیح، اقوام باستانی تورک در شاخههای مختلف جداگانه و ۳–۴ هزار سال قبل از میلاد مسیح میزیستهاند.بعدها این واژه به صورت عام برای تمام اقوام ترک به کار رفت، اولین بار نام تورورک که بعدها تبدیل به کلمه ترک برای تمامی اقوام ترک شده در کتیبههای آشور و آکاد آمده است - این قوم سالهای قبل از میلاد و قبل از مانناها یعنی قبل تر از ۷۰۰۰ سال پیش در این نواحی زندگی میکردند.[۹]
ف. آغاسی اوغلو در کتاب «آذر خالقی» میگوید که این واژه میتواند از واژه شهر اورورک uruk شهر باستانی در ماوراء نهر و تمدن سومر گرفته شده باشد [۱۰]و با توجه به واژه سازی سومر این واژه Ti uruk ki بوده است که به معنای جنگجویان شهر اورورک بودهاند و در تاریخ اغلب اقوام از نام یک شهر نشات گرفتهاند مثلاً :ساکنین شهر اور - تاجرین شهر لاقاش و حتی اسم قوم آکاد از شهر اقاده که توسط سارگون ساخته شد آمده است. همچنین نام قوم یهود نیز از شهر نیپوّر که در سومری به NI.BI.RU ki نوشته میشود گرفته شده است [۱۱] دو جمله از کتیبهها بدین صورت است "Turuk düşmanı çıxdı və (…)yə getdi. O, Kakkulatimi işğal etdi… Bu hücumdan bəri turukların sayı çox görünmür, ancaq arta bilər. Onlar gəlməyə davam edəcək". دشمن توروک ظاهر شد و به ... رفت. آنها کاککولاتیمی را اشغال کردند ... بعد از این هجوم تعداد توروکلر زیاد گشت و بیشتر هم میشوند آنها به این هجومها ادامه خواهند داد.[۱۲]
"Başçıları Lidaya ilə birlikdə turuklar savaşa girib, iki şəhəri dağıtdılar" سران ارتش با لیدیا و توروکها در حال جنگ هستند. دو شهر نابود شدند.[۱۳]
منابع
F. Cəlilov – Azər xalqı, II. nəşri Bakı, 2006
Q. Qeybullayev – Azərbaycan türklərinin təşəkkül tarixindən, Bakı, 1994
Z. Bünyadov, Y. Yusifov – Azərbaycan tarixi, Bakı, 2006
Azərbaycan tarixi, Bakı, 1994, s.80.
Ziyafet Eyvazova - "LÂTİN ALFABESİNDEN KİRİL ALFABESİNE, KİRİL ALFABESİNDEN LÂTİN ALFABESİNE GEÇİŞ SÜREÇLERİNDE AZERBAYCAN BASINI" - Ankara-2008. s.26.
Зийадхан Нябибяйли - "ЗЯНЭЯЗУРУН АЛТУН ТАЪЫ ЛАЧЫН" - Бакы - 2009. s.156, 253.
Азярбайжан Милли Елмляр Академийасы Ялйазмалар Институту вя «Елм вя тящсил» няшриййаты - Филолоэийа мясяляляри No. 8. Бакы – 2013. ISSN 2224-9257. s.6-13.
Казымов Г. Ш. Мцасир Азярбайъан дили. Морфолоэийа. Бакы, «Нурлан» , 2010. s.4-6.
F. Cəlilov – Azər xalqı, II. nəşri Bakı, 2006 səh. 40 – 46
F. Cəlilov – Azər xalqı, II. nəşri Bakı, 2006 səh. 40 – 46
Türk-Azərbaycan bədii düşüncəsinin ilkin qaynaqları. Bakı: Elm, 2007.188 s.
اسناد ماری № 21
اسناد ماری №25
داستان sarı gəlin داستان ساری گلین و ماجرای شیخ صنعان
یازار : | بؤلوم : موسیقی çalqı

ساری گلین داستان دختر قبچاق مسیحی است که بنا بر یافته های دکتر فخر الدین کیزیر اوغلو Professor Fəxrəddin Kirzıoğlu به وجود آمدن اثر تاریخی ساری گلین را در آستانه قرن 20 چنین تصویر میکند
شیخ صنعان از شاگردان عبداقادیر گیلانی برای ترویج اسلام وارد شهر پنک که در قسمت بالای رودخانه پنک قرار داشت میشود و عاشق دختر قبپاق ملک شاه شهر میشود ، پس از کلی دعا و عشق، دختر قبچاق را عاشق خود کرده و مسلمان میکند
اما با مخالفت شاه قبچاق روبرو شده و با 40 مرید خود و دختر مو طلایی به کوه های الله اکبر پناه میبرند و در آنجا توسط سربازان حاکم کشته میشوند ، از این رو این داستان تبدیل به افسانه میشود
داستان ساری گلین مربوط به این کوه و این شهر اسن پنک شهری
در اواخر قرن 19 اؤزه ییر حاجی بئی اوغلو Üzeyir_Hacıbəyov و حسین جاوید Hüseyn cavid در عصری که اخرین پادشاهی مسلمان تورک یعنی عثمانی به زوال رفته بود و حکومت ارمنی نوظهور در منطقه به دنبال ایجاد هویت برای خود بود اقدام به جمع آوری داستان های شفاهی و تاریخی خلق تورک در آذربایجان کردند ، اؤزه ییر حاجی بئی اوغلو از این رو از میرزا سمندر شیروانلی دعوت کرد تا در باکو این داستان تاریخی را به نظم بکشد اما چند روز قبل از اجرای اپرا بنا به تحریک عده ای میرزا سمندر شعرها را پس گرفت و اؤزه ییر حاجی بئی اوغلو در مدت کم مجبور به استفاده از ادبیات شفاهی و یادگارهای شفاهی خلق شد .
اولین اپرا در سال 1909 به صحنه رفت
Professor Fəxrəddin Kirzıoğlunun “Qars tarixi İstanbul. 1953. səh.381 ”
شهریار در این باره در شعر " گئتمه ترسا بالاسی " میگوید:
آللاهیندان سن قورخماییب اولسان ترسا،
قورخورام منده دؤنوب دین مسیحایه گلیم.
شیخ صنعان کیمی دونقوز اوتاریب ایللرجه،
سنی بیر گؤرمک اوچون معبد ترسایه گلیم
تیر چاووش- چاووش اوخو çavuş oxu - çavuş oku
یازار : | بؤلوم : ابزارهای جنگی savaş aracları

تیر چاووش
یا چاوش به ترکی (Çavuş oku) یک نوع تیر هست که به تیر صوت زن نیز مشهور
است، این نوع تیر به علت وجود حفره هایی در نوک تیر هنگام پرتاب از خود
صدای صوت ایجاد میکند همچنین دارای سرعت بیشتری است ، اولین بار این تیر
توسط مودو چانیو = مته خان ، که از پادشاهان شیونگ نو=هون های آسیایی
بود ساخته شده و استفاده گردید، او از این این تیرها به منظور آموزش
نیروهای خود استفاده میکرد، یعنی تیر را پرتاب میکرد و از سربازان خود
میخواست تا به سمت هدف خواسته شده تیر پرتاب کنند
قایناق لار :
Hunlar, Gumilev. Bölüm 5 :Islık Çalan Oklar
Türk Mitolojisi, I.Cilt, Bahaeddin Ögel, 4.baskı, sayfa:8